نامه باز به استقلال ستیزان افغانستان

نامه باز به استقلال ستیزان افغانستان

اشخاصیکه به استرداد استقلال افغانستان باور ندارند!

باید گفت که مسئله استقلال افغانستان و نادیده گرفتن آن توسط یک مشت آدم های که تحث تاثیر یک سری مسایل وتعلقات قرار گرفته اند ریشه در اندیشه دارد:

جوهر آزادی وحریت شماکه ندارید مشکل دراستقلال وگناه شاه امان الله خان نیست، حتی فرض کنیم کوچه کوچه دنیا به یک مملکت مستقل تبدل شوند شما باز هم آزاد نیستید زیرا:

تو فطرتاً حقارت وبردگی فکری را قبول کردی در ماهیت ات خلط شده

باور های شما که نقشه ای راه زندگی تان را شکل میدهد به قلم ترسیم کردی وپذیرفتی که ایماناً رنگ آن تعلق بردگی ومحرمیت داشته است.

استقلال و ارزشهای منوط به آن متعلق به آن شهروندان است که حس آزادی و آزادگی درسرشت و نهاد شان بافت خورده وعَجین است و سرنوشت شانرا به رنگ‌ قلم عزت و آزادگی نبشته اند.

هر افغان اصیل، آزاد وانسان به معنی واقعی که در هر جای این دنیا باشد اگر به زنجیر ها حصارش کنی به دلیلی داشتن افکار آزاد آزادتر از هر آزاده هستند.

با کمال تاسف شماری محدود هموطنان ماکه ظاهراً آزاد هستند اماحس بردگی، حقارت،‌ محکومیت درجبین شان طغیان میکند.در کنار اینکه از زاویه عصبیت به ناجی استرداد استقلال امان الله خان میتازند گاهی هم بنابر عدم عقلانیت سیاسی استقلال ستیزی میکنند.

از چشم انداز فهم ودرک مسلکی نیز انسانهای فقیر، تهی وکم سواد اند. تا اکنون مفهوم استقلال راکه درقرن بیست یکم مبدل به یک امر نسبی گردیده است سَبُک سَنگین نکرده اند بی خبر وبیجاره اند.

من! به این زمره برده های فکری که حس حریت وغلامی شان صدر نشین است، فکرعصیانگر واستقلال طلب ندارند، زیر بار ننگین جبر اسارت و زبونی قرار گرفته اند. خود را همیشه ذلیل وحقیر محاسبه میکنند،تمنای تحول فکری، نعمت آزادی برایشان ازالله التماس میکنم.

افغانستان امروز رسماً مستعمره هیچ کشوری نیست، استقلال سیاسی اش را به رشادت وقربانی‌ بی‌شماری، به قمیت سر هزاران فرزندش بدست آورده. ارج گزاری به( ۲۸ اسد ) قدر دانی ازخون شهدای راه حق است.

ملت سلحشور افغان استقلال سیاسی خود را از هیچ کشوری خیرات نگرفته‌ است، احترام به استقلال افغانستان احترام به خون شهدای راه ای عزت، شرف و افتخار است.

وجیبه ملی همه ای شهروندان است که کشور خویش را درحوزه سیاست اقتصاد نیز به استقلال وخود بسندگی حمایت و هدایت کنند.

دراصل جهانی شدن مفهوم استقلال سیاسی واقتصادی تغییر میکند مرز ملی دگر مفهوم قرن نزدهم را ندارد، حاکمیت ملی مفهوم اش را عوض میکند، نظم حاکم بر جهان، ونظام ممالک دنیا از فرایند جهانی شدن متاثر است.

یعنی حالا دگر هیچ کشور به صورت مطلق آزادی به معنی قرن: (۱۸، ۱۹ و ۲۰) را ندارد.

قرن بیست ویکم ارزش های خویش تعریف کرده است لطفاً انرژی تانرا درمسیر خود آگاهی وظرفیت پروری هزینه کنید.

صلاح وشایسته نیست به انسان که در قرن بیست ویکم زندگی دارد، بیلانس ومیزان فهم اش، سطح سواد اش،‌ منطق اش، استدلال اش وعقل اش مال وجنس قرن ۱۸ باشد.

محمدوزیر دانش

Leave a Reply

Your email address will not be published.